آشنایی با گویش مردم همدان و گزیده از مثل ها و اصطلاحات

آشنایی با گویش مردم همدان و گزیده از مثل ها و اصطلاحات

تعداد صفحات: 60

نوع فایل: word

دسته بندی:

قیمت: 2500 تومان

تعداد نمایش: 580 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 15 آگوست 2017

به روز رسانی در: 15 آگوست 2017

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

آشنایی با گویش مردم همدان و گزیده از مثل ها و اصطلاحات
فرمت فایل: ورد –Word و قابل ویرایش
تعداد صفحات: 60

** آکله مرضی است که عضو از آن خورده می شود ، مانند سایر زخم هاست جز اینکه کمی ریشه دوانیده و به اندامهای دیگر نیز سرایت می کند و بوئی هم دارد .
آکله یک نوع بیمای است مربوط به گلو و نفرین مادرها به بچه هاست . الهی آکله بگیری .(البته درحال حاضر از بین رفته است ) الف ) از لغت نامه دهخدا ، جلد دوم ، ص 3154
آیند و روند منظور از جاهایی است که فضایی زیاد است و آمد و رفتن مردم چشم گیر است . (مثلاً فلان کس را ببین چه آیند و روندی دارد .
الو گر ،شعله آتش گرفتن آتش ، شعله بلند خوروشه شکست .(ماضی)
اود آورد (ماضی ) سیاره مضارع بسیار امر
اودن آوردن (مصدر)
اساندن خریدن –گرفتنچیزیبروننبسان–داریبر؟بروزنبسان–بروبروپولتازشبسان (مصدر) خریدکردن
آب اماله کسانیکه می روند و زود بر می گردند و باز می روند .
اکه اکه حرف تعجب برای اتفاقی که پیش بینی نمی شده .
اسپرون چوبک که برای ظرفشویی استفاده می شد . اسپروتی ، چوبک فروش . آی اسپرون ، آی اسپرون
اشکنه یکی از وسایل نجاری برای سوراخ کردن = دریل دستی
اشکنه نوعی غذات که با پیاز سرخ کرده و تخم مرغ و سیب زمینی و شنبلیله (نوعی سبزی است ) درست می کنند و خیلی خوشمزه است .
آب لمبه تاول آبی که زیر پوست جمع می شود بر اثر ضربه یا بر اثر سوختگی و یا کار با دست و پا
آتیش آتش ، ضمنا ً جرقه های آتش را پلشکه گویند .
آتیش پاره بچه های زرنگ و فعال را گویند .
آتیشک نوعی بیماری است (کوفت) ونوعی نفرین مادرها .
آجین فروکردن بزور سوزن یا شمع به بدن
آجیده بخیه کرده ، بافته شده برای تخت کفش –گیوهوچینههمگفتهمیشود . کارگیوهکشانسابقبود . گیوهآجیدهمعروفاست .
معروف است که وقتی حکومتی کفشدوزها را خواسته بود ، گیوه کش ها هم رفته بودند . وقتیکه سؤال شد شما کی بودید ، گفتند :قربان ما هم اهل بخیه هستیم .
ای هو زمان گذشته ، بیشتر با تأسف گفته می شود . مثلاً داستانی را نقل می کنند ، طرف دیگر می گوید ای هو ، این مال خیلی وقت است .
ای برای نشان دادن بیشر خبرها کاربرد دارد . مثلاً این این شخص ، این طرف ، اینجور ، ای آقای ، ای فلانی ، ایشان
ایسوا در نظر گرفتن –کنترلکردنبهقدوبالایکسینگاهکردن،مواظببودن .
افیتیله فتیله چراغ درزمان قدیم که چراغهای نفتی استفاده می شد .
این جیله تکه ای از چیزی –بیشتربرایگوشتمصرفمیشود .
تکه های گوشت را در سیخ می کنند و کباب می کنند .
اوسار افسار ، دهنه ، یک نوع توهین هم هست برای کسانیکه بر کار می خواهند بکنند می گویند اوسارش را نگهدار .
اماکه تنقیه کردن که در قدیم خیلی رسم بود برای شکم درد ،برای یبوست و غیره .
ان دماغ کثافت داخل بینی سفت شده .
انگار خیال ، فکر ، کسانیکه فکر و خیال یا مسئولیت ندارند به آنها می گویند انگار نه انگار . اصلاً فکر نیستی .
اُرُسی کفش مردانه .
اُرُسی یک نوع پنجره دو طرفه بود در قیدم در خانه ها که در موقع سرما و گرما استفاده می شد . و زمستانها هر دو پنجره بسته بود برای حفظ گرمای داخل اتاق .
آقور بخیر کجا می روی ، خیر پیش ، در برخورد دو دوست بین راه .
آزاله پهن –فضولاتتازهافتادهبزوگوسفندوغیره.
آرد وار آردها –خمیرها،آردیکهنانخوبازآنپختهمیشودمیگویندآردشخوباست،یابرعکسآردشخراباست .
آستر آستر لباس ، رنگ اولی برای نقاشی .
آگینه آینه ، آئینه .
آلنج خاکستر ، بخصوص خاکستر زیر کرسی را گویند . و سابقاً خاکستر را می ریختند و زائو را روی آن می نشاندند که بچه اش می افتد نبیند . در همدان معمول بود .
آخسته رام –سربراهعادتکرده–تربیتشدهدرواقعآموخته .
آولا تعصب داش مشهدی ها –برادربزرگ–بزرگخانوادهوامثالهمبهاینمعنیاست .
آمد داره باخیر و برکت است –یمندارد–برایخانهتازه–برایعروستازهبیشترگفتهمیشود .
آب یخنی غذائی که از از استخوان و پیاز وسیب زمینی تهیه می شود .
سابق که زمستان در همدان طولانی بود ،مردم چند گوسفند می خریدند و بزرگ می کردند فربه که می شدند ، آنها را پائیز می کشتند ، گوشت آنها را می پختند و خرد می کردند و در کوزه های بزرگ می ریختند و چربیها و دنبه های را نیز آب می کردند و داخل کوزه می کردند که هوای کوزه را بگیرد و گوشت سالم بماند . از این گوشت در زمستان استفاده می کردند و غذا درست می کردند و به آن قورمه می گفتند و استخوانها را هم با پیاز و سیب زمینی آبگوشت درست می کردند و به آن یخنی می گفتند و همسایه ها را دعوت کرده از آنها پذیرائی می کردند .
آخیش نفسی براحتی کشیدن –رفعخستگیکردن–ازچیزیلذتبردن–نازکردن–نوعاستفادهبرایمردوزنفرقمیکند .
آخر سر سرانجام آخر کار –تمامشدنکارومزددادن .
آتا آشغال وسایل و چیزهای کم ارزشی که در یک جا جمع شده باشد .
آلاجه بولوجه رنگهای قاطی در هم سیاه سفید –قاطیکردنرنگها . درموردچشمها،هنگامیکهرنگهاراکدریاقاطیمیبیندنیزگفتهمیشود .
آوشته جا افتاده –عادتکرده–رامشده–بعدازچندبارغذاکمیگرفتید،دیگهآوشتهشده،آبدیده،باتجربهشده .